|
|
|
|
|
سلام ///////اوه پسر هوا چقده گرم شده هلاک شدم از گرما خوبه هنوز تابستان نشده .... چون گرممه و اینکه زورم زیاده دیگه الان آخر ترم هستش از اپن هفته دیگه دانشجو ها دونبال جزوه و شماره تلفن استادانمی خوان جون به عزرائیل بد بخت بدن ..... بقول یه استادی که ۲۰ برا خداست .... ۱۹ برا منه ...... ۱۸ هم که کسی تا حالا از من نگرفته گفتم غمم فزون است ، گفتا ز من چه آيد گفتم كه نمره ام ده ، گفتا ز من نيايد گفتم كه نمره دادن بسيار سهل آيد گفتا ز ما اساتيد اين كار كمتر آيد گفتم كرم نماييد من را كنيد شما شاد گفتا كه خوش خيالي كي وقت آن بيايد گفتم كه نمره هفت بدبخت عالمم كرد گفتا اگر نروی آن هم زيادت آيد گفتم خوشا دهي كه دست شما دهد آن گفتا تو كوشش كن كو وقت آن بر آيد گفتم دل رحيمت كي قصد رحم دارد گفتا نگوي با كس تا وقت آن بر آيد گفتم زمان تحصيل ديدي كه چون سرآيد گفتا خموش جانم ازدست من چه آيد میگم میدونی تو این هوای گرم چی حال میده ....؟آره آفرین ....... یه بستنی سرد حالشو میده
حول نشین زیاده به همتون میرسه دوستون دارم اسیدی فعلا " ............................بابای |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 17:8 توسط میلاد
|
|
||